هاله، حماقت، آزادی، عشق، آدم ها، توهم، فداکاری، تفاوت … عشق،آدمها،فداکاری، حماقت.

آدمها موجودات آزادی بودند

بعد نمی دانم  کدام مادر—  آمد و تعلق را ساخت

عشق را ساخت

فداکاری

و –شعر های دیگر

و این توهم که ما برای دیگری زندگی می کنیم

انسانها را به دو گروه اصلی تقسیم کرد

آدمهای سوء استفاده گر

و آدم های سوء استفاده گر گاهی نمی خواهند

گاهی نمی دانند. اما ظلم می کنند. و دیگری اصلا برایشان مهم نیست

کسی تمام زندگیش را برایش گذاشته و او هیچگاه به او فکر هم نمی کند

تمام آدمها سوء استفاده گرند. آب گیر نیاورده اند…

و آنها که آب گیر نیاورده اند. آدم های ذلیل

و آدمهای ذلیل همیشه فکر می کنند که عاشقند

فداکارند

و برای خودشان هاله های فرضی می سازند

این هاله ها چیزی جز نشان حمافت نیست

…

..

.

روز اولی که رفتم مدرسه، تو کلاس نشسته بودیم که صدای داد و بیداد از بیرون اومد

معلممون درو باز کرد و که ببینه چی شده، ماهم دنبالش رفتیم دم در

یه آقایی که نمیدونم اون موقه چکاره بود داشت با یه زن سیاه پوست و دخترش بحث میکرد

زن سیاه پوست دخترشو بقل کرده بود و همینتوری گریه میکرد

اون آقا داشت زن سیاه رو مسخره میکرد، مسخره که نه، یه طورایی که به خاطر سیاه بودنشون نمیخواست دخترشو ثبت نام کنه

توی محله ی ما سیاه پوست کم بود و حتی شرقی جماعت

ماهم که شبیه شرقیا نبودیم مشکلی نداشتیم، البته این ما شامل من نمیشد ولی منم برنزه نبودم فقط موهام سیاه بود که بهم انگ کله سیاه میچسبید

اون دخترسیاه پوست ثبت نام کرد یعنی اون آقا مجبور بود ثبت نامش کنه

میومد مدرسه ولی کسی باهاش دوست نمیشد

یدفه که داشتم تو حیاط با دوستام بازی میکردم دیدمش که تنهایی نشسته بود روی نیمکت و بازی مارو تماشا میکرد

دلم خیلی براش سوخت. رفتم نشستم کنارش

بهش گفتم اسمت چیه

گفت فاطمه

حرف زدن برام خیلی سخت بود و حتی دوست شدن، الانم هست

همه ی انرژیمو جمع کردم و بهش گفتم اسم منم رهاس، میای بازی کنیم؟!

قبول نکرد بیاد

حتی بهش اسرار هم کردم ولی قبول نکرد

چند وقت بعدش دیگه مدرسه نیومد

تنها چیزی که ازش یادم میاد صورت آرومش بود و جواب های آرومش

.

.

آدم های ذلیل فکر نمیکنن عاشقن یا فداکار

آدم ها فکرمیکنن عاشقن یا فداکار

آدم ها

کجان این آدم ها ؟

من آدم ها رو دوست دارم

ایکاش یه آدم میدیدم

من موجود بدشانسی هستم . . . شاید .

Advertisements
  1. #1 توسط من یک آدم در 10/01/2011 - 00:46

    D:

    • #2 توسط Trevor در 10/01/2011 - 16:02

      خب شماره ای چیزی نداری ؟!!!

  2. #3 توسط ماهی در 10/01/2011 - 02:08

    فعلا با برف های تهرون حال کن و به این چیزا دقت نکن

    • #4 توسط Trevor در 13/01/2011 - 00:45

      من متنفررررررررررم از سرما و برف و بارون، متنفر!
      دلم میخواد زیر آفتاب بسوزم!

  3. #5 توسط hamlet در 10/01/2011 - 11:57

    کلا آدما به دسته های زیادی تقسیم میشن…….. یکی از یکی بدتر

  4. #7 توسط احمد(آدمک) در 10/01/2011 - 13:28

    ادمای ذلیل باید حذف بشن! اون موقع دیگه ادم سواستفاده گر معنایی نخواهد داشت!!!!
    ادمهای ذلیل که هیچی حتی ادمها هم فکر نمیکنند که عاشقند یا فداکار! مجبورند که باشند! باید با یه ویژگی خودشون رو در یه گروهی جا بِدن تا تنها نباشن یا حداقل فکر کنن که تنها نیستن! پس یا باید برچسب عاشق یا فدارکار یا … به خودشون بزنن!
    نمیدونم چه جور ادمایی رو دوست داری! شاید اون نوعش که برچسب نداره! همونجوری دوسش داری یا میخوای برچسب خودت رو بهش بزنی؟!
    اونجا که گفتی نزدیکه دختره شدی با سابقه ای که ازت دیدم گفتم احتمالا خواستی یه بلایی سرش بیاری!!!!خدارو شکر!!!

    • #8 توسط Trevor در 13/01/2011 - 00:52

      ما مجبوریم خودمونو توی یه دسته بزاریم
      درسته به نظرم، مثلا من سالهاست دارم برای خودم دنبال یه دسته میگردم که خودمو بهش بچسبونم که درواقع هیچی نباشم، قطعی پیدا نکردم و این ازیتم میکنه، شاید یه احساس نبودن به ادم دست میده یا جدا بودن از بقیه
      من موجوداتی رو دوست دارم که بفهمن، حرف بزنن و به بدنم نگاه نکنن
      واقعا فکرکردی میخوام دختره رو زنده زنده بخورم؟
      اینقدر سابقم خراب ؟!

  5. #9 توسط Nastaran در 10/01/2011 - 13:48

    واقعا زیبا گفتی عزیزم…چقدر باهات موافقم…
    چقدر حرفاتو قبول دارم…

    آدمیت، مهربونی، انسانیت ؛ اینروزا خیلی دوست دارم که حسشون کنم از طرف آدما…ولی خب به قول تو :کجان این آدم ها ؟
    نمیدونم، شایدم من نمیتونم این چیزارو از طرفشون ببینم یا حس کنم .

    به هر حال؛
    زیاد نگران نباش،
    آدم های خوب هم هستن ولی…نه زیاد .

    موفق باشی

    • #10 توسط Trevor در 13/01/2011 - 00:54

      آدم های خوب
      به نظرم قبل از اینکه فکرکنیم آدم خوبی نیست باید خودمونو جزء اون آدمهای بد دسته بندی کنیم

  6. #11 توسط gharibe89 در 10/01/2011 - 16:43

    من الان دارم هی بالا پایین می پرم .. یعنی نمی بینی منو .. منم یه آدم .. :))
    شاید حرف زدن برات سخت باشه ولی دست به فحشت حرف نداره .. یه کلاس بذار بیایم پیشت کار آموزی :))

    • #12 توسط Trevor در 13/01/2011 - 01:01

      کلاسم میزارم برات هانی
      شما دستور بده
      آموزش فحش به سه زبان زنده ی دنیا
      معانی، کاربردها، نحوه ی استفاده درموقعیت های مختلف

  7. #13 توسط oftensense در 10/01/2011 - 18:28

    زنده باد نلسون ماندلّا…

    • #14 توسط Trevor در 11/01/2011 - 15:53

      درود بر نلسون ماندلا!
      کی هست حالا؟
      اسمشو شنیدم ولی هرچی به مغزم فشار میارم یادم نمیاد کیه
      مسخره هم نکن خوب نیست حقیقتو گفتم میتونستم برم سرچ کنم ببینم کیه!!!

  8. #15 توسط lovemeboy در 10/01/2011 - 19:48

    این روزا سگها مقدس تر از آدمای دورمند …
    بوسسس

    • #16 توسط Trevor در 13/01/2011 - 01:02

      من هیچوقت از سگ جماعت خوشم نیومده!

  9. #17 توسط sest در 11/01/2011 - 16:25

    پس میخوای منو ببینی .
    نه بابا شوخی کردم .
    من ؟ آدم ؟ فکر نکنم . دوست دارم .
    فعلا .

  10. #19 توسط oftensense در 11/01/2011 - 19:53

    خوشم اومد از صداقتت ،میدونی که «من» شوخی نمیکنم…نلسون ماندلا همونقدری خوب بود که تو دست اون دخترک سیاه رو گرفتی تا بیاد باهات بازی کنه…جنگید برا اینکه هیچ سیاهی رنگش ننگش نشه…ولی آدما زود فراموش میکنن!

    • #20 توسط Trevor در 13/01/2011 - 01:03

      مطمئنم که تو شوخی نمیکنی!
      الان که فکرمیکنم یه آنتنایی میدم و حتی چهرش
      ولی از تاریخچش چیزی یادم نمیاد

  11. #21 توسط bittersweet در 12/01/2011 - 15:58

    خوب همه مون اينطوري هستيم.همه ي آدما بد ان.فقط درجه ي بد بودنشون فرق مي كنه.يكي كمتر يكي بيشتر.همه هم از بقيه انتظار بيجا دارن.واسه پاك بودن و پاك ديدن بايد از خودت شروع كني.
    حس بديه حس فاطمه رو داشتن.منم تو مدرسه حتي دانشگاه مث اون بودم.اما حالا اجازه نميدم هيچ كدوم از شاگردام همچين حسي داشته باشن.

    • #22 توسط Trevor در 13/01/2011 - 01:08

      خیلی خوبه که نمیزاری هیچکدوم از شاگردات همچین حسی داشته باشن
      حس بدیه تفاوت
      مخصوصا اگه تو محیط فاکی باشه

  12. #23 توسط bittersweet در 12/01/2011 - 23:15

    بابت توضيح ممنون هرچند خيلي گيج كننده ست ولي فكر كنم متوجه شدم!!!
    خوبه كه من اين طوري نيستم.همين طوري هم بعضي وقتا از دست خودم خل ميشم!!!
    من هنوز ياد نگرفتم اينجا نظر خصوصي بزارم!!آخه واسه خودم نمايش ميده.

    • #24 توسط Trevor در 13/01/2011 - 01:08

      خوبه که تو اینطوری نیستی

  13. #25 توسط من یک آدم در 13/01/2011 - 00:18

    D: یعنی همزمان که می خونم نیشم هم وامیشه ، حرف خاصی هم ندارم بگم

    • #26 توسط Trevor در 13/01/2011 - 01:09

      چیو میخونی نیشت باز میشه؟!
      همین که سرمیزنی کلی ارزش داره هانی

  14. #27 توسط ماهی در 13/01/2011 - 16:05

    عجب! مثل منی پس. منم از سرما واقعاً بدم می آد. خوشبختانه من توی جنوبم

    • #28 توسط Trevor در 15/01/2011 - 16:25

      خوش بحالت من تاحالا جنوب نرفتم!
      اینجا پاتو بزاری بیرون یه کوکاکولا بخری دستت از سرما خشک میشه

  15. #29 توسط من یک آدم در 13/01/2011 - 19:26

    وقتی اینجا کامنت گذاشتم یعنی دارم اینجا رو می خونم .. !

    همیشه می خونم، نیشم باز میشه ، بعد میرم .. ایندفه نیشه بازو با D: توضیحیدم بعد رفتم

    • #30 توسط Trevor در 15/01/2011 - 16:27

      خدا رو شکر دل یه مومن رو هم ما شاد میکنیم
      فکرکنم آخرش برم بهشت!

  16. #31 توسط نیلوفر در 13/01/2011 - 23:31

    we don’t love b/c we love humanbeing,we love b/c we are habituated to act of loving
    nietsche

    • #32 توسط Trevor در 15/01/2011 - 16:30

      من روی دیوار اتاقم نوشتم
      FUCK BEING HUMAN, MAKING MISTAKES AND FEELING EMOTIONS

  17. #33 توسط sest در 14/01/2011 - 00:03

    من اومدم . من اومدم .

    • #34 توسط Trevor در 15/01/2011 - 16:31

      خوش اومدی هانی
      اصلا دپرس نوشتنتو دوست نداشتم

  18. #35 توسط saman&arman در 14/01/2011 - 00:51

    سلام trevor جان خوبی؟خدارو شکر!
    ما همون سامان و ارمان هستیم که یه بلاگ جدید زدیم شمارو هم لینک کردیم اگه به ما هم سر بزنی ممنونت میشیم…مرسی…
    http://www.eshghemanoto110.blogfa.com

  19. #36 توسط شوالیه در 15/01/2011 - 04:25

    انسان به نظرم یه چیزی هست که نیست
    عشق هم قرار بوده جای یه چیزی رو که اونم اتفاقا نیست بگیره که جالبه عشق هم به نظرم نیست
    انسان عاشق هم نیست
    ولی
    انسان رذل تا دلت بخواد من می شناسم
    یکیش خودم
    آپارتاید از هر نوعی بده چه به رنگ گیر بده و چه به دین چه به گرایش
    آپارتاید کلا بده
    طفلی فاطمه
    حماقت آدمها هم که برخلاف جهان هستی که گویا انتها داره، انتها نداره
    و
    من دوستت دارم
    بوسس

    • #37 توسط Trevor در 15/01/2011 - 16:36

      عشق نیست روی زمین، موافقم
      منم همیشه از از هرچی آپارتاید یا هرنوع جدایی متنفر بودم و هستم و خواهم بود
      thanks sir ~

  20. #38 توسط من یک آدم در 15/01/2011 - 23:42

    حالاکه گفته من مومنم ؟!

    رو پست بعدی نمی تونم کامنت یزارم ، نمیاد

    • #39 توسط Trevor در 16/01/2011 - 14:44

      فکرکنم بخاطر لینک ها بود
      درستش کردم عزیزم
      وب نداری شما ؟
      من میشنسمت ؟

  21. #40 توسط من یک آدم در 16/01/2011 - 18:12

    Thx
    Nope
    Nope

  1. stranger: هاله، حماقت، آزادی، عشق، آدم ها، توهم، فداکاری، تفاوت … عشق،آدمها،فداکاری، حماقت. « پسر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: